تبليغاتX
فقط براي تو - خواب

فقط براي تو

بخون شايد باورت بشه كه چقدر...

خواب دیدم از تو دور شدم , وای که عجب خواب بدی , گفتم بیا با هم بریم , گفتی که راهو بلدی , هر چی صدات کردم نرو , اما به جائی نرسید , یکی یه جا فریاد میزد دیوونه , از قفس پرید. صبح که رسید بیدار شدم , دیدم یه نامه روی در , نوشته بودی که سلام , مدتیو میرم سفر , بغضی نشست توی گلوم , خوابم یا این حقیقته , بازم صدات کردم ولی , دیدم سکوت جوابته.  گفتم که شاید این سفر تموم میشه همین روزا , دوباره باز میبینمش چه خوش خیال بودم خدا , ساعتو لحظه هام گذشت , چشمام به کوچه خیره بود , من منتظر بودم بیاد خیلی دلم تنگ شده بود , روزا مثل دیوونه ها , پرسه زنون تو کوچه ها , شبا یه گوشه از اطاق , گریه و اهه بی صدا , مثل همون خواب سیاه, رفتو منو تنها گذاشت , گفتن این قصه تلخ , ارزش خوندنو که داشت. خواب دیدم از تو دور شدم , وای که عجب خواب بدی , گفتم بیا با هم بریم , گفتی که راهو بلدی , هر چی صدات کردم نرو , اما به جائی نرسید , یکی یه جا فریاد میزد دیوونه , از قفس پرید

+دست نوشته در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت11:32"" ديوونه | |