تبليغاتX
فقط براي تو

فقط براي تو

بخون شايد باورت بشه كه چقدر...

خواب دیدم از تو دور شدم , وای که عجب خواب بدی , گفتم بیا با هم بریم , گفتی که راهو بلدی , هر چی صدات کردم نرو , اما به جائی نرسید , یکی یه جا فریاد میزد دیوونه , از قفس پرید. صبح که رسید بیدار شدم , دیدم یه نامه روی در , نوشته بودی که سلام , مدتیو میرم سفر , بغضی نشست توی گلوم , خوابم یا این حقیقته , بازم صدات کردم ولی , دیدم سکوت جوابته.  گفتم که شاید این سفر تموم میشه همین روزا , دوباره باز میبینمش چه خوش خیال بودم خدا , ساعتو لحظه هام گذشت , چشمام به کوچه خیره بود , من منتظر بودم بیاد خیلی دلم تنگ شده بود , روزا مثل دیوونه ها , پرسه زنون تو کوچه ها , شبا یه گوشه از اطاق , گریه و اهه بی صدا , مثل همون خواب سیاه, رفتو منو تنها گذاشت , گفتن این قصه تلخ , ارزش خوندنو که داشت. خواب دیدم از تو دور شدم , وای که عجب خواب بدی , گفتم بیا با هم بریم , گفتی که راهو بلدی , هر چی صدات کردم نرو , اما به جائی نرسید , یکی یه جا فریاد میزد دیوونه , از قفس پرید

+دست نوشته در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت11:32"" ديوونه | |

اگر:


A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
برابر
26-25-24-23-22-21-20-19-18-17-16-15-14-13-12-11-10-9-8-7-6-5-4-3-2-1
باشد ... آن گاه داریم ...

کار سخت HARD WORK
H+A+R+D+W+O+R+K
98%=11+18+15+23+4+18+1+8

دانش KNOWLEDGE
K+N+O+W+L+E+D+G+E
96%=5+7+4+5+12+23+15+14+11

دوست داشتن LOVE
L+O+V+E
54%=5+22+15+12

خوشبختی LOCK
L+O+C+K
47%=11+3+21+12
(بیشتر ما تصور نمی کنیم که این مورد خیلی مهم است؟؟)
پس چه چیز صد در صد را می سازد؟

پول؟... نه!!! MONEY
M+O+N+E+Y
72%=25+5+14+15+13

راهبری؟.... نه!!! LEADERSHIP
L+E+A+D+E+R+S+H+I+p
97%=16+9+8+19+18+5+4+1+5+12

هر مساله ای راه حلی دارد تنها اگز نگرشمان را تغییر دهیم.
به قسمت بالا برگردید، به 100%واقعا به چه چیزی برای یک قدم پیش تر رفتن احتیاج داریم؟؟

نگرش ATTITUDE
A+T+T+I+T+U+D+E
100%=5+4+21+20+9+20+20+1

این نگرش ما نسبت به زندگی و کار است که زندگی را 100%می سازد!!!
نگرشتان را تغییر دهید، تا بتوانید زندگی تان را تغییر دهید!!!
حالا شما جواب سؤال را می دانید چه کاری انجام خواهیم داد؟؟
نگرش، همه چیز است.

4029861.jpg

27204.jpg

+دست نوشته در جمعه بیستم دی 1387ساعت16:52"" ديوونه | |

http://persiano.mihanblog.com/

همه کارهارو برای آینده کردم. همه سختیها و رنجها رو کشیدم تا آینده خوبی رو بسازم. اما حالا که آینده اومده می بینم بهترین لحظه های عمرم رو از دست دادم . بهترین دوران زندگیمو همه اون عشقهایی که من براشون می مردم توی دلم مردند. دیگه شوری ندارم تا از این آینده مثلا بهتر لذتی ببرم آه حیف که عمرم رو هدر دادم حیف که وقتی چشم باز کردم که دیگه وقت بستن شون بود. حیف که زود گذشت حیف... آه
تو این دنیای دوروزه چقدر دلهامون بسوزه
حیف از اون روزهای رفته حیف از این عمر دوروزه
آدم تو این زومونه سرگرم این و اونه
نمی دونه زندگی مثل آب روونه
تا به خودت بیایی از این خواب رویایی
می بینی خیلی دیره چه چیزی چه دنیایی
دنیا دنیای نامرده مارو کرده مثل برده
با گذست روز و شبهاش عمرمونو تموم کرده
آدم تو این زمونه توی کارش می مونه
نمی دونه زندگی اینجوری نمی مونه

کارمونه همیشه که بشینیم یه گوشه
آخه اینکه نمی شه غم بخوریم همیشه
عمر میگذرد لحظه به لحظه از گذشت لحظه ها دلم
می سوزه

+دست نوشته در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت18:59"" ديوونه | |

برای اولین بار دارم تو این وبلاگ از رنگی که متنفرم استفاده میکنم

میدونی من هیچ دوستی ندارمکه باهاش دردو دل کنم ولی اینجا بهترین دوستمه رفتی برو برات دعا میکنم نفر بعدی که میاد تو زندگیت مثل من نباشه هرجا و با هرکی هستی خوش باشی


این دیگه فکر نداره
وقتی میشنوی میگم
تو برو باهام نمون
حتی اسممو نیار
اگه یک شب دیگه
زیر بارونا قدم زدی بدون
که تمام فکر من پیش تو بود
مثل تو تو زندگیم هیچکی نبود
میدونی حرفی ندارم
اگه زمزمه هامون
شده یخ تو دلامون
میدونی جایی ندارم
جز امشب زیر بارون
برم پیش خدامون
میدونی حرفی ندارم
اگه زمزمه هامون

+دست نوشته در یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت8:50"" ديوونه | |

خيال كردم بري مي ري از خیال کردم

تو رفتي و نرفت چيزي از يادم

تو رفتي تازه عاشقتر شدم من

از اوني هم كه بود بدتر شدم من

صبح تا شب اين شده كارم

كه واسه ي چشات ببارم

تو خداي عاشقايي تو تموم كس و كارم

تو به داد من رسيدي وقتي تنهايي مو ديدي

تو نذاشتي برم از دست اگه چيزي هم هنوز هست

نازنينم اميد شيرينم من به جز تو كسي نمي بينم

از اون روزي كه رفتي يه روز خوش نديدم

به جز دستاي گرمت پناه و پشت نديدم

زندگي مو به پاي تو دادم اون روزا رو نمي ره از يادم

نازنينم برس به فريادم.....

                                                       

 

+دست نوشته در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت16:39"" ديوونه | |

اگر شبی فانوس ِ نفسهای من خاموش شد،
اگر به حجله آشنایی،
در حوالی ِ خیابان خاطره برخوردی
و عده ای به تو گفتند،
کبوترت در حسرت پر کشیدن پرپر زد!
تو حرفشان را باور نکن!
تمام این سالها کنار ِ من بودی!
کنار دلتنگی ِ دفاترم!
در گلدان چینی ِ اتاقم!
در دلم...
تو با من نبودی و من با تو بودم!
مگر نه که با هم بودن،
همین علاقه ساده سرودن فاصله است؟
من هم هر شب،
شعرهای نو سروده باران و بسه را
برای تو خواندم!
هر شب، شب بخیری به تو گفتم
و جواب ِ تو را،
از آنسوی سکوت ِ خوابهایم شنیدم!
تازه همین عکس ِ طاقچه نشین ِ تو،
همصحبت ِ تمام ِ دقایق تنهایی ِ من بود!
فرقی نداشت که فاصله دستهامان
چند فانوس ِ ستاره باشد،
پس دلواپس ِ‌انزوای این روزهای من نشو،
اگر به حجله ای خیس
در حوالی ِ خیابان خاطره برخوردی

 

 

 

+دست نوشته در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت18:36"" ديوونه | |

و نترسیم از مرگ

مرگ پایان کبوتر نیست

مرگ وارونه ی یک زنجره نیست

مرگ در ذهن اقاقی جاری است.

مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد

...مرگ گاهی ریحان میچیند

مرگ گاهی ودکا می نوشد

گاه در سایه نشسته است به ما می نگرد

 

 

 

در شهری دور افتاده، خانواده فقیری زندگی می کردند.
پدر خانواده از اینکه دختر 5 ساله اش مقداری پول برای خرید کاغذ کادوی طلایی
رنگ مصرف کرده بود، ناراحت بود .
چون همان قدر پول هم به سختی به دست می آمد.
دخترک با کاغذ کادو یک جعبه را بسته بندی کرده و آن را زیر کمد گذاشته بود.
صبح روز بعد،دخترک جعبه را نزد پدرش برد و گفت: بابا، این هدیه ی من است .
پدر جعبه را از دختر خردسالش گرفت و آن را باز کرد.
داخل جعبه خالی بود!
پدر با عصبانیت فریاد زد:مگر نمی دانی وقتی به کسی هدیه می دهی باید
داخل جعبه چیزی هم بگذاری؟
اشک از چشمان دخترک سرازیر د و با اندوه گفت: بابا جان، من پول نداشتم ولی
در عوض هزار بوسه برایت داخل جعبه گذاشتم. چهره پدر از شرمندگی سرخ شد، دختر خردسالش را بغل کرد و او ر اغرق بوسه کرد

+دست نوشته در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت7:56"" ديوونه | |

سلام

ببخشيد كه دير آپ كردم

در جواب بهار بايد بگم خوانندش مسعود ومهرشاد اسم آهنگم زمونه .

+دست نوشته در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت11:58"" ديوونه | |

 

 

من همیشه با تو هستم تورو از جون میپرستم

من فقط با تو میتونم توی این دنیا بمونم

اگه تو نمونی پیشم می بینی دیوونه میشم ...

این صدای قلبمه میشنوی آره یا نه

می تونم داد بزنم عشقمی یا نه

آخه من از تو میترسم  میگن عاشقی جنونه

نمیگم عاشقی مرده اما دیگه نیمه جونه

توی این دور و زمونه بعضی کارامون حرومه

آی زمونه آی زمونه من شدم بی آشیونه

چرا رسم عاشقیمون چنین شده به هر بهونه

تو یکی مثل صداقت من یکی مثل فلاکت

تو شدی عاشق سوختن من و دل رو بر تو دوختن

من همیشه با تو هستم تورو از جون میپرستم

من فقط با تو میتونم توی این دنیا بمونم

توی این دنیا بمونم ....

آی زمونه آی زمونه من شدم بی آشیونه

چرا رسم عاشقیمون چنین شده به هر بهونه

به هر بهونه ....

این صدای قلبمه میشنوی آره یا نه

می تونم داد بزنم عشقمی یا نه...

 

+دست نوشته در جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت15:17"" ديوونه | |

              تنها

دیر گاهیست که تنها شده ام

باز هم قسمت غم ها شده ام

 

              من که بی تاب شقایق بودم

                               قصه ی غریب صحراشده ام

                                    

 مگرآینه زمن بی خبرشده است

همدم سردی یخها شده ام

                                       وسعت دردفقط سهم من است

                                     که اسیر شب یلدا شده ام

 

          کاش چشمان مرا خاک کنند                

                    تا نبینم که چه تنها شده ام  

+دست نوشته در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت15:55"" ديوونه | |

darya

لب دریا

لب دریا روبه موجها روی  نیمکت تک و تنها

تویه رویا با خیالت زندگی رو زنده هستم

لب دریا عین موجها باز به یادت می خروشم

تا بفهمی خیلی وقته این جا منتظر نشستم

لب دریا انتظارت چه قشنگه

همه عمر انتظارت چه قشنگه

دریا بازم منو فریاد میزنه

 میگه خشکی جای موندن دیگه نیست

بیا دریایی شو تا ماهی باشی

آخه ماهی توی آب زندونی نیست

لب دریا انتظارت چه قشنگه

همه عمر انتظارت چه قشنگه....

..................

باز هم ,آمدي تو بر سر راهم


آي عشق ,مي کني دوباره گم راهم

دريا ,من جواني را به سر کردم


تنها,از ديارخود سفرکردم

***********

ديريست قلب من از عاشقي سيراست


خسته از صداي زنجيراست

دريا ,اولين عشق مرا بردي


دنيا, دم به دم مرا تو آزردي

***********

دريا ,سرنوشتم را به يادآور


دنيا, سرگذشتم را مکن باور

من غريبي قصه پردازم


چون غريقي ,غرق در رازم

***********

گم شدم در غربت دريا


بي نشان و بي هم آوازم

مي روم ,شبها به ساحلها


تا بيابم ,خلوت دل را

***********

روي موج خسته ي دريا


مي نويسم اوج غمها را

دريا اولين عشق مرا بردي


دنيا دم به دم مرا تو آزردي

 

+دست نوشته در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت18:24"" ديوونه | |

 من باید چکار کنم تا تو به باور برسی

          دردم و به کی بگم ای که برایم نفسی

نتونستم که بفهمم واسه چی دلواپسی

         تو خیال نکن که جای تو رو می گیره کسی

 

   تو بایه بهت غریبانه معصوم   تو با یه نگاه عاشق ولی مظلوم

  نمی دونم این گناه چه کسی بود  که به ناباوریه عشق شدی محکوم

 پشت یک ابر سیاه نمی شه خورشید و دید

               در مه الوده شب اخر جاده رسید

وقتی از ناباوری قلب تو پژمرده شد

              سخت از دریای عشق حتی یک قطره چشید

نمی دونی معنی دل بستن و در اوج باور

              وقتی که مستی می اسیر در حجاب ساغر

نمی دونی که چه سخته شب و تا سحر دویدن

            به طلوع سرخ یک عشق ولی هرگز نرسیدن

 

 

+دست نوشته در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت11:49"" ديوونه | |

بهش بگيد بي خبرم

 بپرسيد عشق مون چي شد

 چشم سياش

 طرز نگا ش

 حجب حياش مال كي شد . . .

 اوني که تازه اومد و

 توي دلم خاطره شد

 بهش بگيد با رفتنش

 كار و دلم يكسره شد

  نمي دونم …..

 حتي برام خط و نشو نم نكشيد

 رفت و نشت رو شو نه

 اونكه به فكرم نرسيد

                  ********

 بهش بگيد همين روزا توي دلم مي كشمش

  

 خدا نياره اون روزو

 

 بي افته چشمم تو چشمت

  

ديونه بود

  

اما . . .

  

منم ديونه تر از عشق اون

 

 قلبم و زد بنا م شو

 

 پر زد و رفت از آشيون . . . .

 

                   ********

 

عاشقي كار تو نبود

 

من عا شقت بودم و بس

  

اين احساس منو

 

  كشتي دلم پاي هوس

  

اما  هنوز دوست دارم

  

به جون اونكه دوست داري

 

 وقتي اسم تو بياد

 

 زنده مي شم نفس نفس

+دست نوشته در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت11:34"" ديوونه | |

مگذار که یاد ما را طعم تلخ این حقیقت ببرد
این حقیقت است که از دل برود هر آنکه از دیده رود

مگذار که یاد ما را طعم تلخ این حقیقت ببرد
این حقیقت است که از دل برود هر آنکه از دیده رود
این حقیقت است که از دل برود هر آنکه از دیده رود

بیا برگرد تا خونه از عادتت سیر نشده
تا نگام با یک نگاه تازه درگیر نشده
بیا تا اومدنت دیر نشده دلها دلگیر نشده
تا هنوز فاصله‌مون جوونه و پیر نشده
آخه شبها جای خواب تو چشام دریای آبه
ساعت دیواری از وقتی که رفتی توی خوابه
هنوزم عکس من و تو روی دیوار توی قابه
نامه‌ای که گفته بودی من نخوندم هنوزم لای کتابه

بیا برگرد تا خونه از عادتت سیر نشده
تا نگام با یک نگاه تازه درگیر نشده
بیا تا اومدنت دیر نشده دلها دلگیر نشده
تا هنوز فاصله‌مون جوونه و پیر نشده
آخه شبها جای خواب تو چشام دریای آبه
ساعت دیواری از وقتی که رفتی توی خوابه
هنوزم عکس من و تو روی دیوار توی قابه
نامه‌ای که گفته بودی من نخوندم هنوزم لای کتابه

بیا برگرد تا خونه از عادتت سیر نشده
تا نگام با یک نگاه تازه درگیر نشده


بیا برگرد تا خونه از عادتت سیر نشده
تا نگام با یک نگاه تازه درگیر نشده

+دست نوشته در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت18:2"" ديوونه | |

TinyPic image

دلم گرفت از این روزا

از این روزای بی نشون

 

از این همه در به دری

از گردش چرخ زمون

 

دلم گرفت از آدما

از آدمای مهربون

 

از این مترسکای بد

از هم دلای هم زبون

 

تو هم که بی صدا شدی

آهای خدای آسمون

 

آهای خدای عاشقا

تویی فقط دل خوشیمون

 

آره دلم خیلی پره

از غمای رنگا وا رنگ

 

از جمله ی دوست دارم

دروغ های خیلی قشنگ

 

دلم گرفت از این روزا

از آدمای مهربون

از تو که با ما نبودی

از اون خدای آسمون

از اون خدای آسمون

از اون خدای آسمون

از اون خدای آسمون

از اون خدای آسمون

 

گریه

+دست نوشته در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت14:47"" ديوونه | |

بازم دلم گرفته ،

گریم اختیاری نیست ، گریم اختیاری نیست ،

آخه جز گریه منو کاری نیست

یه عمره از محبت ، بی نصیبم ای خدا

من غریبم ای خدا

چرا جز غصه منو یاری نیست ؟!

اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه

اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه

از لبهای سردم ، خنده گریزونه

راز دل خستم هیچکی نمیدونه

بازیچه شدن تا کی

دل رو بو زدن تا کی

افسردگی تا کی؟

اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه

اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه

دل به هرکه دادم بی وفایی دیدم چه رنجایی که عمری از عشق کشیدم !

دل به هرکه دادم بی وفایی دیدم چه رنجایی که عمری از عشق کشیدم !

اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه

اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه

بازم دلم گرفته ،

گریم اختیاری نیست ، گریم اختیاری نیست

آخه جز گریه منو کاری نیست

یه عمره از محبت ، بی نصیبم ای خدا

من غریبم ای خدا

چرا جز غصه منو یاری نیس؟!

اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه

اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه

اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه

اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه

+دست نوشته در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت20:36"" ديوونه | |

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...

 تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آننيست ...

تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ...

 تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم

در انتظار خواهم گريست و انتظار

*********

انتقام ماهی قرمز

انتقام ماهي قرمز  راستي انتقام خيلي قشنگه مگه نه

هر جا که

+دست نوشته در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت19:38"" ديوونه | |

ميون صفحه ي عالي لكه ي زردي رو ديدم

توي اون نگاه پاكش چه غم و دردي رو ديدم

با خودش آهسته مي گفت اي خداي نازنينم

كاش مي شدازاون نگاهش گل عاشقي بچينم

تموم هستـي مودادم تاكه اون يه روز بشه ما

آخ كه هيچ كي نمي دونه تودلم نمونده جزآه

روز و شب دارم مي گردم كه اونو بدست بيارم

اما نه تموم نمي شه ، ديگه طاقتي ندارم

چي بگم خداي خوبم ، عشق ما برام يه خوابه

آرزوي داشتن اون مثل راه رفتن روآبه

*********************

کجایی عزیزم ببینی که تنهام
کجایی ببینی چه تاریکه شبهام
چی شد تو نگاهت کس دیگه ای بود
کجایی که بعد تو غم همدمم بود
نگاهم هنوزم تو حسرت نگاهت
بیا تا بریزم اشکامو به راهت
کجایی گل من
تو رفتی میدونم
دلم تنگه واسه تو نا مهربونم

بدون تا ابد تو قلب منی
ولی باز چی شده دلو می شکنی
اونی که پراشو بست و نشست
چه ساده پرید و دلم رو شکست
چه ساده پرید و دلم رو شکستکجایی عزیزم ببینی که تنهام
کجایی ببینی چه تاریکه شبهام
چی شد تو نگاهت کس دیگه ای بود
کجایی که بعد تو غم همدمم بود
نگاهم هنوزم تو حسرت نگاهت
بیا تا بریزم اشکامو به راهت
کجایی گل من
تو رفتی میدونم
دلم تنگه واسه تو نا مهربونم

بدون تا ابد تو قلب منی
ولی باز چی شده دلو می شکنی
اونی که پراشو بست و نشست
چه ساده پرید و دلم رو شکست
چه ساده پرید و دلم رو شکست

+دست نوشته در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت23:7"" ديوونه | |

روزي دختر كوچكي از مرغزاري مي گذشت. پروانه اي را ديد بر سر تيغي گرفتار. با احتياط تمام پروانه را آزاد كرد. پروانه چرخي زد. پر كشيد و دور شد . پس از مدت كوتاهي پروانه در جامه پري زيبايي در برابر دختر ظاهر شد و به وي گفت: به سبب پاكدلي و مهربانيت. آرزويي را كه در دل داري بر آورده مي سازم. دخترك پس از كمي تامل پاسخ داد: من مي خواهم شاد باشم. پري خم شد و در گوش دخترك چيزي زمزمه كرد و از ديده او نهان گشت. دخترك بزرگ مي شود. آن گونه كه در هيچ سرزميني كسي به شادماني او نيست. هربار كسي راز شاديش را مي پرسد با تبسم شيرين بر لب مي گويد: من به حرف پري زيبايي گوش سپردم. زماني كه به كهنسالي مي رسد. همسايگان از بيم آنكه راز جادويي همراه او بميرد. عاجزانه از او مي خواهند كه آن رمز را به ايشان بگويد: به ما بگو پري به تو چه گفت؟ دخترك كه اكنون زني كهنسال و بسيار دوست داشتني است. لبخندي ساده بر لب مي آورد و مي گويد: پري به من گفت همه انسانها با همه احساس امنيتي كه به ظاهر دارند. به هم نيازمندند!.

+دست نوشته در شنبه دهم فروردین 1387ساعت0:9"" ديوونه | |

از شکوفه تا مرگ راهه کميست .
زندگي در کوتاهترين فاصله ها جاريست .
لحظه هاييست در اين کوتاهي که پر از خواستن است .
و براي بودن يک بهانه کافيست!
 
اگر چهره ات نقص دارد گناه آینه نیست

+دست نوشته در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت12:56"" ديوونه | |

در هوای زلف تو گشته پریشان بوی شب

از فراقت ابر دلگیری  شده  ابروی  شب

ای گل شب بوی من واکن لب خندان خویش

تا کند مستانه امشب عالمی را بوی شب

می گریزم من اگر از روز روشن عیب نیست

عالمی دارد پی لیلی دویدن سوی شب

مال تو ای مدعی این روزگار رنگیت

قسمت هر کس نباشد که شود هم خوی شب

من به پای یار خود جان می دهم

سالها چون که شده همسایه ام در کوی شب

+دست نوشته در یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت12:13"" ديوونه | |

نوروز 87 مبارک

اولين پست در سال  جديد رو با گل شروع ميكنم

+دست نوشته در شنبه سوم فروردین 1387ساعت12:47"" ديوونه | |

http://www.geocities.com/akharinshahid/shariati.jpg


زندگی زیباست
- زشتی های آن تقصیر ماست
- در مسیرش هرچه نازیباست
- آن تدبیر ماست
- زندگی آب روانیست روان میگذرد
- هرچه تقدیر من و توست همان میگذرد.

+دست نوشته در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت11:10"" ديوونه | |

چه قدر حقيرند مردماني که نه جرأت دوست داشتن دارند ، نه اراده‌ي دوست نداشتن ، نه لياقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن، با اين حال مدام شعر عاشقانه مي‌خوانند 

+دست نوشته در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت11:9"" ديوونه | |

        

+دست نوشته در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت19:50"" ديوونه | |

تقدیم به بهترینم

   www.diva2007.blogfa.com

 

+دست نوشته در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت19:49"" ديوونه | |

اگه همديگرو دوست داريد ، به هم بگيد ، خجالت نکشيد ، عشق رو از هم دريغ نکنيد ، خودتونو پشت القاب و اسامی مخفی نکنيد ، منتظر طرف مقابل نباشيد، شايد اون از شما خجالتی تر و عاشق تر باشه.

+دست نوشته در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت19:44"" ديوونه | |

+دست نوشته در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت19:43"" ديوونه | |

 

 

کاش ......

کاش آسمان حرف کویر را می فهمید و اشک خود را نثار گونه های خشک کویر می کرد. کاش دلها آنقدر خالص بودند که دعا ها قبل پائین آمدن دستها مستجاب می شدند. کاش مهتاب با کوچه های تاریک شب آشنا تر بود. کاش بهار آنقدر مهربان بود که باغ را به دست خزان نمی سپرد. کاش در قاموس غصه ها ، شکوه لبخند در معنی داغ اشک گم نمی شد. کاش مرگ معنای عاطفه را می فهمید کاش کاش کاش ......

 

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.

براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده.

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.

براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن.

براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.

براي عشق بمير ولي كسي رو نكش.

براي عشق خودت باش ولي خوب باش

+دست نوشته در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت12:51"" ديوونه | |

من باختــــــــــــــــــــم ... من پذيرفتم شكست خويش را پندهاي عقل دورانديش را من پذيرفتم كه عشق افسانه است اين دل درد آشنا ديوانه است ميروم شايد فراموشت كنم در فراموشي هم آغوشت كنم مي روم از رفتن من شاد باش از عذاب ديدنم آزاد باش آرزو دارم بفهمي درد را تلخي برخوردهاي سرد را

..............

یکی بهم گفت:

سعی کن هروقت ناراحتی آروم باشی !

من الان اینقدر آرومم...

که احساس میکنم اصلا وجود ندارم!

........................................

+دست نوشته در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت12:25"" ديوونه | |