|
اگر:
همه کارهارو برای آینده کردم. همه سختیها و رنجها رو کشیدم تا آینده خوبی رو بسازم. اما حالا که آینده اومده می بینم بهترین لحظه های عمرم رو از دست دادم . بهترین دوران زندگیمو همه اون عشقهایی که من براشون می مردم توی دلم مردند. دیگه شوری ندارم تا از این آینده مثلا بهتر لذتی ببرم آه حیف که عمرم رو هدر دادم حیف که وقتی چشم باز کردم که دیگه وقت بستن شون بود. حیف که زود گذشت حیف... آه کارمونه همیشه که بشینیم یه گوشه
برای اولین بار دارم تو این وبلاگ از رنگی که متنفرم استفاده میکنم میدونی من هیچ دوستی ندارمکه باهاش دردو دل کنم ولی اینجا بهترین دوستمه رفتی برو برات دعا میکنم نفر بعدی که میاد تو زندگیت مثل من نباشه هرجا و با هرکی هستی خوش باشی
این دیگه فکر نداره
خيال كردم بري مي ري از تو رفتي و نرفت چيزي از يادم تو رفتي تازه عاشقتر شدم من از اوني هم كه بود بدتر شدم من
اگر شبی فانوس ِ نفسهای من خاموش شد،
و نترسیم از مرگ مرگ پایان کبوتر نیست مرگ وارونه ی یک زنجره نیست مرگ در ذهن اقاقی جاری است. مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد ...مرگ گاهی ریحان میچیند مرگ گاهی ودکا می نوشد گاه در سایه نشسته است به ما می نگرد در شهری دور افتاده، خانواده فقیری زندگی می کردند.
سلام ببخشيد كه دير آپ كردم در جواب بهار بايد بگم خوانندش مسعود ومهرشاد اسم آهنگم زمونه .
من همیشه با تو هستم تورو از جون میپرستم من فقط با تو میتونم توی این دنیا بمونم اگه تو نمونی پیشم می بینی دیوونه میشم ... این صدای قلبمه میشنوی آره یا نه می تونم داد بزنم عشقمی یا نه آخه من از تو میترسم میگن عاشقی جنونه نمیگم عاشقی مرده اما دیگه نیمه جونه توی این دور و زمونه بعضی کارامون حرومه آی زمونه آی زمونه من شدم بی آشیونه چرا رسم عاشقیمون چنین شده به هر بهونه تو یکی مثل صداقت من یکی مثل فلاکت تو شدی عاشق سوختن من و دل رو بر تو دوختن من همیشه با تو هستم تورو از جون میپرستم من فقط با تو میتونم توی این دنیا بمونم توی این دنیا بمونم .... آی زمونه آی زمونه من شدم بی آشیونه چرا رسم عاشقیمون چنین شده به هر بهونه به هر بهونه .... این صدای قلبمه میشنوی آره یا نه می تونم داد بزنم عشقمی یا نه...
دیر گاهیست که تنها شده ام باز هم قسمت غم ها شده ام من که بی تاب شقایق بودم قصه ی غریب صحراشده ام مگرآینه زمن بی خبرشده است همدم سردی یخها شده ام وسعت دردفقط سهم من است که اسیر شب یلدا شده ام کاش چشمان مرا خاک کنند تا نبینم که چه تنها شده ام
لب دریا روبه موجها روی نیمکت تک و تنها تویه رویا با خیالت زندگی رو زنده هستم لب دریا عین موجها باز به یادت می خروشم تا بفهمی خیلی وقته این جا منتظر نشستم لب دریا انتظارت چه قشنگه همه عمر انتظارت چه قشنگه دریا بازم منو فریاد میزنه میگه خشکی جای موندن دیگه نیست بیا دریایی شو تا ماهی باشی آخه ماهی توی آب زندونی نیست لب دریا انتظارت چه قشنگه همه عمر انتظارت چه قشنگه.... .................. باز هم ,آمدي تو بر سر راهم
دريا ,من جواني را به سر کردم *********** ديريست قلب من از عاشقي سيراست
دريا ,اولين عشق مرا بردي *********** دريا ,سرنوشتم را به يادآور
من غريبي قصه پردازم *********** گم شدم در غربت دريا
مي روم ,شبها به ساحلها *********** روي موج خسته ي دريا
دريا اولين عشق مرا بردي
من باید چکار کنم تا تو به باور برسی دردم و به کی بگم ای که برایم نفسی نتونستم که بفهمم واسه چی دلواپسی تو خیال نکن که جای تو رو می گیره کسی تو بایه بهت غریبانه معصوم تو با یه نگاه عاشق ولی مظلوم نمی دونم این گناه چه کسی بود که به ناباوریه عشق شدی محکوم پشت یک ابر سیاه نمی شه خورشید و دید در مه الوده شب اخر جاده رسید وقتی از ناباوری قلب تو پژمرده شد سخت از دریای عشق حتی یک قطره چشید نمی دونی معنی دل بستن و در اوج باور وقتی که مستی می اسیر در حجاب ساغر نمی دونی که چه سخته شب و تا سحر دویدن به طلوع سرخ یک عشق ولی هرگز نرسیدن
بهش بگيد بي خبرم خدا نياره اون روزو ديونه بود اما . . . منم ديونه تر از عشق اون عاشقي كار تو نبود من عا شقت بودم و بس اين احساس منو اما هنوز دوست دارم به جون اونكه دوست داري
مگذار که یاد ما را طعم تلخ این حقیقت ببرد مگذار که یاد ما را طعم تلخ این حقیقت ببرد بیا برگرد تا خونه از عادتت سیر نشده بیا برگرد تا خونه از عادتت سیر نشده بیا برگرد تا خونه از عادتت سیر نشده
دلم گرفت از این روزا از این روزای بی نشون از این همه در به دری از گردش چرخ زمون دلم گرفت از آدما از آدمای مهربون از این مترسکای بد از هم دلای هم زبون تو هم که بی صدا شدی آهای خدای آسمون آهای خدای عاشقا تویی فقط دل خوشیمون آره دلم خیلی پره از غمای رنگا وا رنگ از جمله ی دوست دارم دروغ های خیلی قشنگ دلم گرفت از این روزا از آدمای مهربون از تو که با ما نبودی از اون خدای آسمون از اون خدای آسمون از اون خدای آسمون از اون خدای آسمون از اون خدای آسمون
بازم دلم گرفته ، گریم اختیاری نیست ، گریم اختیاری نیست ، آخه جز گریه منو کاری نیست
یه عمره از محبت ، بی نصیبم ای خدا من غریبم ای خدا چرا جز غصه منو یاری نیست ؟!
اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه
از لبهای سردم ، خنده گریزونه راز دل خستم هیچکی نمیدونه بازیچه شدن تا کی دل رو بو زدن تا کی افسردگی تا کی؟
اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه
دل به هرکه دادم بی وفایی دیدم چه رنجایی که عمری از عشق کشیدم ! دل به هرکه دادم بی وفایی دیدم چه رنجایی که عمری از عشق کشیدم !
اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه
بازم دلم گرفته ، گریم اختیاری نیست ، گریم اختیاری نیست آخه جز گریه منو کاری نیست
یه عمره از محبت ، بی نصیبم ای خدا من غریبم ای خدا چرا جز غصه منو یاری نیس؟!
اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیا رو ببینه
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آننيست ... تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ... تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار ********* انتقام ماهي قرمز راستي انتقام خيلي قشنگه مگه نه هر جا که
ميون صفحه ي عالي لكه ي زردي رو ديدم توي اون نگاه پاكش چه غم و دردي رو ديدم با خودش آهسته مي گفت اي خداي نازنينم كاش مي شدازاون نگاهش گل عاشقي بچينم تموم هستـي مودادم تاكه اون يه روز بشه ما آخ كه هيچ كي نمي دونه تودلم نمونده جزآه روز و شب دارم مي گردم كه اونو بدست بيارم اما نه تموم نمي شه ، ديگه طاقتي ندارم چي بگم خداي خوبم ، عشق ما برام يه خوابه آرزوي داشتن اون مثل راه رفتن روآبه ********************* کجایی عزیزم ببینی که تنهام
روزي دختر كوچكي از مرغزاري مي گذشت. پروانه اي را ديد بر سر تيغي گرفتار. با احتياط تمام پروانه را آزاد كرد. پروانه چرخي زد. پر كشيد و دور شد . پس از مدت كوتاهي پروانه در جامه پري زيبايي در برابر دختر ظاهر شد و به وي گفت: به سبب پاكدلي و مهربانيت. آرزويي را كه در دل داري بر آورده مي سازم. دخترك پس از كمي تامل پاسخ داد: من مي خواهم شاد باشم. پري خم شد و در گوش دخترك چيزي زمزمه كرد و از ديده او نهان گشت. دخترك بزرگ مي شود. آن گونه كه در هيچ سرزميني كسي به شادماني او نيست. هربار كسي راز شاديش را مي پرسد با تبسم شيرين بر لب مي گويد: من به حرف پري زيبايي گوش سپردم. زماني كه به كهنسالي مي رسد. همسايگان از بيم آنكه راز جادويي همراه او بميرد. عاجزانه از او مي خواهند كه آن رمز را به ايشان بگويد: به ما بگو پري به تو چه گفت؟ دخترك كه اكنون زني كهنسال و بسيار دوست داشتني است. لبخندي ساده بر لب مي آورد و مي گويد: پري به من گفت همه انسانها با همه احساس امنيتي كه به ظاهر دارند. به هم نيازمندند!.
از فراقت ابر دلگیری شده ابروی شب ای گل شب بوی من واکن لب خندان خویش تا کند مستانه امشب عالمی را بوی شب می گریزم من اگر از روز روشن عیب نیست عالمی دارد پی لیلی دویدن سوی شب مال تو ای مدعی این روزگار رنگیت قسمت هر کس نباشد که شود هم خوی شب من به پای یار خود جان می دهم سالها چون که شده همسایه ام در کوی شب
اولين پست در سال جديد رو با گل شروع ميكنم
چه قدر حقيرند مردماني که نه جرأت دوست داشتن دارند ، نه ارادهي دوست نداشتن ، نه لياقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن، با اين حال مدام شعر عاشقانه ميخوانند
تقدیم به بهترینم
اگه همديگرو دوست داريد ، به هم بگيد ، خجالت نکشيد ، عشق رو از هم دريغ نکنيد ، خودتونو پشت القاب و اسامی مخفی نکنيد ، منتظر طرف مقابل نباشيد، شايد اون از شما خجالتی تر و عاشق تر باشه.
کاش ...... کاش آسمان حرف کویر را می فهمید و اشک خود را نثار گونه های خشک کویر می کرد. کاش دلها آنقدر خالص بودند که دعا ها قبل پائین آمدن دستها مستجاب می شدند. کاش مهتاب با کوچه های تاریک شب آشنا تر بود. کاش بهار آنقدر مهربان بود که باغ را به دست خزان نمی سپرد. کاش در قاموس غصه ها ، شکوه لبخند در معنی داغ اشک گم نمی شد. کاش مرگ معنای عاطفه را می فهمید کاش کاش کاش ...... براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده. براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن. براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير. براي عشق وصال كن ولي فرار نكن. براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن. براي عشق بمير ولي كسي رو نكش. براي عشق خودت باش ولي خوب باش
من باختــــــــــــــــــــم ... من پذيرفتم شكست خويش را پندهاي عقل دورانديش را من پذيرفتم كه عشق افسانه است اين دل درد آشنا ديوانه است ميروم شايد فراموشت كنم در فراموشي هم آغوشت كنم مي روم از رفتن من شاد باش از عذاب ديدنم آزاد باش آرزو دارم بفهمي درد را تلخي برخوردهاي سرد را .............. یکی بهم گفت: سعی کن هروقت ناراحتی آروم باشی ! من الان اینقدر آرومم... که احساس میکنم اصلا وجود ندارم! ........................................
|
About![]()
Archivesدی 1387آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 Links
$كبوتر$ |